روزنوشت
روزنوشت

الفبای سنخیت

  دوران کارشناسی، هم‌کلاسی داشتم پرشور و بیش‌فعال و البته حال‌بهم‌زن. این آدم اختیار دست و زبان نداشت. مثلا در اوان ظهور رایانک‌های مالشی، مشت

ادامه مطلب »
روزنوشت

سیر و صیرورت

  یاد داری برای اولین‌بار قصد نوشتن مقاله داشتی؟ استاد امیدوار همه‌تان را گفت: -برای شروع مقاله‌نویسی، بی‌موضوع، فقط بیست و پنج مقاله را مطالعه

ادامه مطلب »
روزنوشت

به وقت تعمیر

غمهایی که نهادینه می‌شوند دلیل می‌خواهند تا دوباره‌شناسایی، بازتعریف و رها شوند. خیلی خاطره‌ها حتی اگر به فراموشی هم سپرده شوند، احساسات گیرافتاده درشان، همچون

ادامه مطلب »
روزنوشت

به صرف شکانه

دوران نوجوانیم سپری شد با تمام مطلق‌گویی‌های مادرم، پدرم، معلم دینی و خانم جلسه‌ای. آخ خانم جلسه‌ای! به قدری با آب و تاب قصه‌های دوزخ

ادامه مطلب »
روزنوشت

بردگی مزمن

کوتاه و تپل بود. و برجسته‌هایش خیلی برجسته. در واقع آن حجم پستانها خبر از یک “خیلی مادر” می‌داد، و لباسها تبار بلوچ و زابل

ادامه مطلب »
روزنوشت

تبسم تلخ

این بی‌قراری آنی نیست، هنگامی که خبر شهادت پسری را به پدری دهند و او به یکباره فروکش کند. لرزش ارکان زندگی را شاید تنها

ادامه مطلب »