
بیا باهم فرازمانی را ببلعیم|طنزینه
چند روز پیش، کفشهای تقتقیام را پیدا کردم. نه توی کمد بود؛ نه توی جاکفشی؛ نه توی هیچ چمدان خاکگرفتهی غمباری. بلکه توی سرم بود.

چوبهی جسارت|طنزینه
دو سال پیش، پیتزافروشی بود. از آن پیتزافروشیهای معروف شهر. شعبهی ۲. آخرین باری که به آنجا هجرت صغری داشتیم، برای بلع شام بود. همان

فلسفهی خلقت روی میز آشپزخانه
1 . نمیدانم این مساله فقط دغدغهی من است یا شما هم گاهی با آن دست به تاملید. اینکه ما چگونه در اتصال با گذشتگان

وقتی همهچیز فرو میپاشد|یادداشتهای مردادماه 1403
1. نه سنگ پرتاب کن، نه روی برگردان، فقط نگاه کن! این مضمون پاراگرافی از کتاب بود که خودم ساختم. در حین مواجهه با

گفتمانسازی توسعهخواهی دردولت چهاردهم
انتخابات چهاردهمین دورهی ریاست جمهوری با همهی فراز و نشیبها به پایان رسید و صد البته، مسیری صعب اما قابلگذار، پیشِ روی منتخب ملت قرار

ناکامی دربهره گیری ازپیمان های خواهر خواندگی شهر یزد
خواهرخواندگی یکی از مصادیق دیپلماسی عمومی است و تلاش دارد از طریق شناسایی، ایجاد ارتباط و تقویت روابط فرهنگی، اجتماعی، قومی، نژادی، علمی، هنری و
عضویت در خبرنامه
بخشهای سایت من:
- آموزش (2)
- پژوهش های علمی (2)
- داستان کوتاه (1)
- روزنوشت (18)
- کتابها (10)
- مقالات (12)
- مقاله (1)
- نامه (1)
- نوشتههای من (43)
- یادداشت (5)
آخرین نظرات: